شروع شد
تصميم گرفتم كه دوباره تصميم بگيرم تصميماتم را نشكنم.
-الو؟
-سلام
-سلام خوبي؟
-خيلي ممنون شماچطوري؟
-قربون شما منم خوبم
-سلامتي؟
-به مرحمت شما
-چه خبرا؟
-سلامتي
-خوب خدا رو شكر
-شما چطوري؟
-ما هم خوبيم ميگذره ديگه!
-خانواده خوبن؟
-سلام دارن
-سلامت باشيد
-راستي حالت خوب شد؟
-اي بد نيستم
-ايشاالله خوب مي شي
-لطف داريد
-نه بابا اين چه حرفي؟
-قربونتون برم
-خدا نكنه
-خوب ديگه ببخشيد مزاحم شدم.فقط خواستم حالتو بپرسم
-خيلي ممنون
-خواهش ميكنم.خداحافظ
-خداحافظ
1-(بچه زمين خورده ودارد گريه مي كند)
مادر بچه-به جهنم كه بد خوردي زمين چي كار كنم؟
2-مامان برام بستني بخر
نميشه برات خوب نيست
مامان من بستني ميخوام
بيخود كردي مگه نمي گم نمي خرم!
نه نمي خوام
تو غلط كردي نمي خواي!
3-(بچه مشغول خوردن ابميوه است كه كمي از ان روي لباسش مي ريزد)
مادر بچه-خاك به سرت كنن بي عرضه يه ابميوه نمي توني بخوري؟
4-(در پارك بچه از سرسره پايين مي ايد و به زمين مي خورد و گريه ميكند)
پدر بچه-كوفت!چند بار بهت گفتم سوار سرسره نشو؟
گوش نداري كه.
5-(مادري بعد از چند دقيقه بچه اش را كه در بازار گم كرده پيدا مي كند)
كدوم گوري بودي؟ مگه نگفتم دستمو ول نكن؟
(بچه هق هق كنان مشغول گريه كردن است)
حقته وقتي حرف گوش نميدي بايد حاليت بشه!
آشپز باشي آشي با طعم فروپاشي
اشپز باشي فيلمي بود كه به تازگي از تلويزيون پخش شد.ومثلا تحكيم خانواده ساخته شده بود ولي بيشتر كمك به تضعيف خانواده ها مي كرد!.دعواي بي جهت اكبر ومينو -ناسازگاري هومن با همسرش-دعوا هاي خانم جان واقا جان-جدا شدن پدر و مادر تيرداد از هم-طلاق گرفتن مريلا از شوهرش و رضايت داشتن از اين ماجرا وبي خانواده بودن صاحب خانه قبلي مينو همه وهمه نشانه هايي در اين فيلم هستند كه به ما بگويند(خانواده چيز كم ارزش وبي اهميتي است).اين فيلم با رنگ وبوي غذا ها ولباس هاي جورواجور ورنگارنگش فقط بيننده جلب مي كرد و هيچ محتوايي در پي داستانش نداشت.در اين فيلم فقط صحبت از طلاق وجداي خانواده ها بود واين را از كار ها و صحبت هاي داخل فيلم مي شد فهميد.اين ها همه دلايلي هستند كه به ما بگويند بهر فيلمي نمي توان اعتماد كرد چه لاست و ۲۴ امريكايي وچه در چشم باد و اشپز باشي ايراني.
نيمي از صندلي شكسته ونيمي ديگر هم با فضله كبوتر گلباران شده. كمي جلو تر مي
رويد و جايي براي نشستن پيدا مي كنيد.همانطور كه بچه ها را نگاه مي كنيد كه چه
خوشحال بازي مي كنند چشمتان به چند تاب مي افتد كه يا زنجيرش پاره شده يا كلا
از بيخ پاره پاره است!بلند مي شويد و به توالت عمومي پارك ميرويد داخل كه مي
شويد انگار بجاي اينكه وارد توالت عمومي شده باشيد وارد دفتر خاطرات عمومي شده
ايد چون روي در و ديوار پر از خاطرات و يادگاري است البته چيز هاي ديگر هم
هست كه... از توالت كه خارج ميشويد به سمت يك تلفن عمومي ميرويد تابا كسي
تماس بگيريد كارت تان در مي اوريد ومي خواهيد ان را داخل تلفن بگذاريد ولي
هر چه زور مي زنيد نمي شود !داخل جا كارتي را نگاه مي كنيد ومتوجه مي شويد
كه يك كارت نصفه داخل ان گير كرده .چند ثانيه بعد متوجه مي شويد كهاقاي دارد
با مشت ولگد به تلفن عمومي كناري مي كوبد وسكه اش را مي خواهد.متاسف مي
شويد وبه سمت ايستگاه اتوبوس مي رويد.هوا ديگر تاريك تاريك شده و تقريبا همه
چراغ ها روشن است اما لامپ هاي ايستگاه شكسته اند يا بهتر بگويم ان ها را
شكسته اند. بعد از نيم ساعت اتوبوس مي ايد و شما دران ازدحام جايي براي زنده
ماندن پيدا مي كنيد!در همين لحظه متوجه مي شويد كه مردم ما چقدر غم وقصه ودرد
دل ناگفته دارند چون پشت يكي از صندلي هاي اتوبوس باز هم يادگاري وخاطره نوشته
اند.
بعد از پياده شدن از اتوبوس چند نفس عميق مي كشيد چون احساس ميكنيد به بيماري
اسم مبتلا شده ايد.
بالاخره به خانه مي رسيد واز خستگي ودرماندگي روي تخت دراز مي كشيد.كمي حالتان
بهتر است.
راستي! مي دانيد بيت المال چيست؟!!!
مولاي ما نمونه اي ديگر نداشته است
اعجاز خلقت است وبرابر نداشته است
وقت طواف دور حرم فكر مي كنم
اين خانه بي دليل ترك بر نداشته است
ديديم در غدير كه دنيا به جز علي
آينه اي براي پيمبر نداشته است
سوگند مي خورم كه نبي شهر علم بود
شهري كه جز علي در ديگر نداشته است
طوري زچارچوب در قلعه كنده است
انگار قلعه هيچ زمان در نداشته است
يا غير لافتي صفتي در خورش نبود
يا جبرئيل واژه ي بهتر نداشته است
چون روز روشن است كه در جهل گم شده است
هر كس كه ختم ناد علي بر نداشته است
اين شعر استعاره ندارد براي او
تقصير من نيست كه برابر نداشته است
حميد رضا برقعي
يا علي
در چشم باد يا ليلي و مجنون؟
درچشم باد.فيلمي كه از نظر كارگردانش در مورد تاريخ ايران از زمان ميرزا كوچك خان جنگلي تا پايان جنگ
تحميلي بود كه البته هيچ ربطي به تاريخ ايران نداشت وبيشتر درباره زند گي عاشقانه ي بيژن ايراني وهمسرش
ليلي بود.ميتوان گفت كه اين فيلم در چند قسمت اول(يعني فصل كودكي بيژن)فيلم موفقي بود و بعد تبديل به يك
فيلم خسته كننده عاشققانه شد.صحنه هاي طولاني فيلم درچشم باد حوصله يبيننده ها را سر مي برد مثلا نشان
دادن قسمت هايي از فيلم هاي بر باد رفته-ليلي ومجنون -زد وحتي فيلمي درباره هيتلر.يا هوا پيما راني
طولاني بيژن.
بعد از دوران كودكي بيژن دوران جواني اش شروع شد كه چند قسمتي در شمال نزد عمو بي نظر گذشت واز ان
به بعد بود كه قصه عاشقانه ليلي و بيژن شروع شد يا بهتر بگويم قصه ليلي و مجنون كه حرف هاي عاشقانه و
عارفانه اين دو تا قسمت اخر ادامه داشت .
درچشم باد با اينكه مثلا فيلمي تاريخي بو به جز يكي دو نفر حر في از شخصيت اي بزرگ تاريخي نزد افرادي
مثل ايت الله مدرس -ايت الله كاشاني-دكتر شريعتي-دكتر مصدق و نه حتي امام خميني به جز يك سكانس
چند دقيقه اي كه ايشان در تلويزيون سخنراني مي كردند.ايا نقش امام در انقلاب ما همين قدر بود!؟
در قسمت هاي انقلاب اين فيلم كه بزرگ ترين واقعه تاريخي بعد از دفاع مقدس است شخصيت اصلي فيلم يعني
بيژن ايراني درامريكابه سر مي برد وبا اسودگي تمام زندگي اش.را مي كرد وحتي اين قسمت ها تبليغ براي
امريكا هم بود مثلا تبليغ هاليوود-تبليغ ارامش و بي دغدغگي زندگي در امريكا يا نشان دادن سواحل امريكا كه
مرد م چه آزادانه كنار ساحل حمام افتاب مي گرفتند وحتي تبليغ بي بند وباري كه بيژن عكس زن نامحرمي كه
دوستش است!درخانه دارد.بي حجابي هاي غير قابل تحمل زنان اين فيلم از قسمت هاي اول كه زنان شمالي با
پاچه هاي بالا در شاليزار ها كار مي كردند وبعد هم در قسمت هاي بي محتواي مهماني هاي اشرافي مثل بالماسكه
كه زن ها با ارايش تمام براي رقص با مردان نامحرم حاضر شده بودند!ودر قسمت امريكايي فيلم هم كه خانم
لاله اسكندريبي حجابي را كامل كرد وبا گردن كاملا بيرون و مو هايي كه روي ان يك تور كشيده بود خود را
نمايان كرد.
بعد از دوران انقلاب هم دوران جنگ تحميلي اغاز شد كه بيژن براي پيدا كردن همسر و پسر خود به ايران
بازگشت.ودر ايرانهم همه انقدر او را به خاطر از امريكا امدنش تحويل مي گرفتند كه انگار امام زاده است.
اين احترام ها حتي در جبه هم ادامه داشت!قسمت هاي جنگ اين فيلم كه واقعا خنده داربود. همه رزمندگان
بدون هيچ فرماني از طرف فرمانده وبدون هيچ تاكتيك جنگي به دشمن حمله مي كردند وپيروز هم مي شدند!يا
واقعا مسخره تر اينكه بيژن وسط ميدان جنگ مي ايستاد وهيچ اتفاقي برايش نمي افتاد.در اخر هم كه بيژن در
بغل پسرش كه از ابتداي جنگ به دنبالش مي گشت شهيد شد.
با اين حال شما خودتان قضاوت كنيد ايا در چشم باد فيلمي تاريخي و خوبي بود؟